درباره نویسنده
silvia
من خانمی هستم که با وجود موانع بسیار برای زنان،مصمم هستم که همچنان رانندگی کنم و خاطراتم را در این زمینه با شما در میان بگذارم.. محض خنده... محض تأسف... محض............ البته لازم به ذکر است که بنده جزء اون دسته خانمهاییکه تو لاین سرعت با سرعت 20 میرن نیستم و تعریف از خود نباشه تو رانندگی دست هرچی پسره خفن و باجربزه ست رو از پشت بستم .خلاصه که رانندگیم در حد تیم ملیه.... محض................
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • silvia
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • گربهء آداب دان!
  • بیکلاس
  • آدمی
  • حاج آقا نگو بلا بگو..!
  • ضرب المثل
  • اگه ک...نشو داری!!
  • به پرشین بلاگ خوش آمدید
کلمات کلیدی مطالب
  • گربه (۱)
  • حاج آقا (۱)
  • کلاس (۱)
  • تن آدمی (۱)
  • فرهنگ شهر نشینی (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • بهمن ٩٠
  • آبان ٩٠
  • شهریور ٩٠
دوستان من
     
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



خاطرات رانندگی یک بانوی ایرانی!
گربهء آداب دان!
نویسنده: silvia - شنبه ۱٥ بهمن ،۱۳٩٠

چند وقت پیش توی ترافیک گیر کرده بودم.

همینجور ناخوداگاه چشممو به یه نقطه که مشرف میشد به پیاده رو، دوخته بودم که دیدم یه گربه از نوع ولگردشم بود هاااا..یه وقت خیال نکنید از نوع اشرافی بود،اومد که از خیابون رد شه،اول به چپ نیگاه کرد بعدش به راست نیگاه کرد،دوباره به چپ نظر کرد..وقتی دید ماشین نمیاد از خیابون گذر کرد...

دیدم که میگماااااااااااا به خدا با دوتا چشمام دیدم!!!!!

نظرات ()



بیکلاس
نویسنده: silvia - دوشنبه ۳٠ آبان ،۱۳٩٠

داشتیم یه فرعی رو خلاف میرفتیم،ولی همه ی ماشینای مقابل فقط به من یکی که خانم بودم،گیر داده بودن..هرکسی یه متلکی بارم میکرد:

خانمی خلافه هاااااااا

خانوم جون تابلو رو نیگا نکردی؟؟؟؟؟؟؟؟

بعد دیگه خودتون میدونین اخلاق منو دیگه...کفری شدم بدجوووووووورعصبانی

یه آقایی که خانمش هم پیشش بود خواست پیش خانمش کلاس بذاره مثلا،گفت:خانوم باکلاس..داری خلاف میایی هااااا

منم بهش گفتم من باکلاس نیستم

گفت:بیکلاس

گفتم اااا؟خوشبختم ،ولی عجب اسم ضایعی داری،بیکلاس هم شد اسم آخه؟؟؟؟؟نیشخند

.

.

 

حالا من خیلی بدم نه؟زبانخجالت

نظرات ()



آدمی
نویسنده: silvia - دوشنبه ۳٠ آبان ،۱۳٩٠

دقت کردین تن آدمی شریف است به جیب آدمیت،دقیقا همین لباس زیباست نشان آدمیت؟نیشخند

نظرات ()



حاج آقا نگو بلا بگو..!
نویسنده: silvia - پنجشنبه ۱٩ آبان ،۱۳٩٠

داشتم با عجله برمیگشتم خونه..دیگه خیلی بچه ها تنها مونده بودن تو خونه.همینکه پیچیدم تو کوچه ای که برسم به خونه یه آقایی به سند و سال(همون سن و سال!)پدر بزرگوارم که از قضا بزرگ خاندان هم هستند,ماشینشو مثال عاشقی چسبوند به ماشین من که من نتونم به سمت جلو حرکت کنم!و این در حالی بود که ماشین ایشون تو لاین خودشون به عرض 2 که نه..ولی 1.5ماشین عرض اضافی داشت ولی من مثل بختک چسبیده بودم به دیفار(دیوار).....بعد شیشه ی ماشین هردومون پایین بود و منکه هم کلافه بودم و هم از اینور هم شیطونه بدجور رفته بود تو جلد صاب مردم دستمو دراز کردم و فرمون ماشینشو گرفتم و بهش گفتم (با لحن بسیار نرم مناسب قربون صدقه رفتن به یه بچه گوگولی مگولی)میدونی این چیه؟زبان

حاج آقا که حسابی شوکه شده بودن و اصلا اصلا قبل از اینکه اقدام به این شیطنت بچه گانه و نامعقولانه بزننحساب اینجاشو نکرده بودن  خیلی معصومانه نگاهم کردند و گفتن:اهوم..منم با همون لحن گفتم:اگه اینو بچرخونی اونطرفتر هردومون میتونیم به راحتی از اینجا رد شیم..حالا انجام بده ببینم متوجه شدی؟!!

آخ نمیدونین چه قیافه ای داشتن اون لحظه حاج آقا..فقط جای نوه ها و ورثه هاش خالی بودکه این صحنه ی ناب رو برای همیشه تو خاطرشون نگه دارن و بعدها 200 سال دیگه به عنوان یکی از خصایص نیکشون ازشون یاد کننقهقهه

نظرات ()



ضرب المثل
نویسنده: silvia - چهارشنبه ۱٦ شهریور ،۱۳٩٠

یک ضرب المثل ایتالیایی میگه:

وقتی برگشتی خونه بزن تو گوش زنت..تونمیدونی واسه چی زدیش ، اما اون میدونه واسه چی خوردشقهقهه

نظرات ()



اگه ک...نشو داری!!
نویسنده: silvia - شنبه ۱٢ شهریور ،۱۳٩٠

خیلی کلافه بودم..وسط یک روز بسیار گرم تابستانی درحال رانندگی بودم که افتادم پشت چراغ قرمز،بغل یک دستگاااه پیکان خوابیده!!که حامل 5 سرنشین اعم از 2 رأس!(نه آخه شما نمیدونید به جان شما رأس بودننیشخند )مرد جوان در جلو و 3 رأس! دوشیزگان چادر ملی پوش در قسمت پشت خودرو.

هر 5 نفرشون زل زده بودن به من .اونیکه بغلدست راننده نشسته بود واسه خالی نبودن عریضه رو کرد به من و با صدای بلندی گفت:بیام بشینم پیشت منم با خودت ببری؟!!!! (در این حین اون سه رأس بانوی جوان یا دوشیزه یا هرچی.....درحالیکه به مردشون افتخار در وکردن_زبان برره_درحال غش و ریسه رفتن خوابیدن رو هم و ......)و منکه تازه رومو کرده بودم طرف اونا گفتم:اگه ک..نشو داری چراکه نه ه ه ه ه ه شیطان

و اینگونه بود که برای اولینبار در تاریخ کشورمون اونیکه شیشهء ماشینشو زد بالا جنس مذکر بود..از خود راضی اون 3تای پشت ماشین هم همانند گربه ایکه از ترسش وسط خیابون تو چشای آدم زل میزنه و سرجاش میکوب میشه همییینطووووور هاج و وااااج مونده بودن که ای خدایااااا این موجود به ظاهر مونث که لعنت خدا بر او باد از کدوم سیارهء بی نام و نشون اومده که در مقابل مردانگی مردمون چنین گستاخی نمود؟!!!!تعجب

نظرات ()



به پرشین بلاگ خوش آمدید
نویسنده: پرشین بلاگ - شنبه ۱٢ شهریور ،۱۳٩٠
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
نظرات ()